دوستم داری يا . . . ؟

رز زيباييست..... پس دوستم داری

نداری چون هيچ وقت برايم رز نخريدی....

پر پرش مي كنم شاید  پیدا کنم جواب سوال بی پاسخ سالهای انتظارم را....

دوستم داری....

دوستم نداری...

دوستم داری....

نداری ...اگر داشتی رهايم نمي كردی

داری ....چون نوبت گلبرگ دوستم داری! است

نداری  اگر داشتی نمی رفتی...

داری.... اگر نداشتی به سراغم نمي آمدی

نداری.... چون از ابتدا قصدت رفتن بود

داری ....اگر قصد رفتن داشتی چرا از ابتدا آمدی ؟

نداری.... خودت خوب مي داني

داری.... چون جوابم را ندادي

نداری.... ، فقط لجبازی کودکانه بود.... !

داری .....اگر نداشتی چكار به دلم داشتی ؟

نداری.... ، دل سوزاندن عادتت بود !

داری ، چون دل به دل راه دارد

نداری، خودم را که نمی توانم گول بزنم...دل به دل بیراهه دارد!!!!!!

داری . . .

نداری. . .

داری. . .

نداری. . .

چه کنم با این همه گلبرگ بی پاسخ....!!!

 

چه کنم با این همه انتظار سرد.....!!! 

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی...

اما مهربانم دیگر دلی برایم باقی نمانده که بخواهد از پس ناگفته ها بنویسد

خسته از گذشته های نه چندان دور و بدون هیچ امیدی به آینده...

تنها کوله باری از خاطرات را به دوش می کشم

جایی سراغ نداری که بتوانم تنها برای لحظه ای کوله ام را بگذارم

و به اندازه چشم بر هم زدنی آرام گیرم؟

نه ...

از من نخواه که کوله ام را بر  شانه های تو بگذارم...

حتی شانه هایت را در رویا نیز از آن خود نمیدانم

 آنگاه تو می خواهی...

نه،

 شانه هایت با ارزش تر این است که آرامگاه من باشند!